تحولات منطقه

بدون تعارف، استفاده از هوش مصنوعی در تکالیف، دارد بلای جان مهارت‌های شناختی فرزندانمان می‌شود.

وقتی هوش مصنوعی به جای ما فکر می‌کند/ ضعف قدرت شناختی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه

بدون تعارف، استفاده از هوش مصنوعی در تکالیف، دارد بلای جان مهارت‌های شناختی فرزندانمان می‌شود. آخر صرف خود نوشتن، یک فرایند پیچیده‌ بازیابی اطلاعات است و یک‌جورایی مثل بدن‌سازی می‌ماند؛ وقتی هوش مصنوعی عزیز، تمام وزنه‌ها را برایت جابه‌جا می‌کند، تو شاید در پایان ساعت، یک متن خوشگل‌ و تر و تمیز داشته باشی، اما عضلات مغزی‌ات عملاً آتروفی کرده‌اند! یعنی ته کار، ما می‌مانیم و یک ذهن ضعیف و کوچک و تنبلی که اگر از آن بخواهی یک «چرا»ی ساده بگوید، به جای استدلال کردن، اول می‌رود در گوگل سرچ می‌کند: «چگونه استدلال کنم؟!»

درد یادگیری

دیروز بعد از اینکه دست رد به سینه خواهر کوچکم زدم و با گفتن «خودت باید حلش کنی» مثلاً خواستم تفکر مستقل را در او تقویت کنم، با واکنش جالبی روبه‌رو شدم. اولش فکر کردم رفته تا با خودش خلوت کند و برای حل مسئله‌، سلول‌های خاکستری‌اش را به چالش بکشد. اما کمی بعد که دلم برایش سوخت و تصمیم گرفتم برای دادن مشاوره‌ای حکیمانه وارد اتاقش شوم، دیدم جناب هوش مصنوعی توی گوشی، مسئله را در کسری از ثانیه حل کرده و او هم با خیالی راحت، مشغول تماشای کارتون است. یاد خودم افتادم. زمان ما، معلم‌ها می‌گفتند هر طوری شده جواب را به بچه‌ها نگویید، بگذارید خودشان فکر کنند و بعد به پاسخ برسند. کلمه فکر کنند را آن قدر جدی و تأکیدی می‌گفتند که حرفی باقی نمی‌ماند. حتی برایمان جایزه می‌گذاشتند؛ اینکه برای فلان مسئله یک هفته وقت دارید تا حلش کنید.
ما هم یک هفته جان می‌کندیم. کل هفته را در تعقیب و گریز خواهر و برادر بزرگ‌تر بودیم تا شاید کمی راهنمایی‌مان کنند.
آن زجر کشیدن، آن به در بسته خوردن و حتی آن جواب‌های غلطی که با کلی استدلال آبکی سر کلاس ارائه می‌کردیم، آخرش که بالاخره جواب درست را می‌شنیدیم، مستقیم توی عمق مغزمان حک می‌شد. چون درد یادگیری را کشیده بودیم. اما حالا ماشینی توی دست و بالمان هست که دشوارترین بخش کار را از دوشمان برداشته‌ و عملاً نمی‌گذارد ذره‌ای به مولکول‌های مغزمان فشار بیاید. اما آیا به این فکر کرده‌اید که وقتی فشار نباشد، تکلیف فکر کردن چه می‌شود؟
گزارش اخیر «نیویورک‌تایمز» درباره گسترش هوش مصنوعی در تکالیف درسی، دقیقاً دست گذاشته روی همین زخم. اینکه نوشتن، راه برای تولید متن نیست و بیشتر یک فرایند بیولوژیک و شناختی است. هنگام نوشتن است که ما اطلاعات را از حافظه بازیابی و ایده‌های درهم‌وبرهم را مرتب می‌کنیم، بینشان ارتباط منطقی می‌سازیم و درنهایت با بازبینی نوشته، استدلال را یاد می‌گیریم. وقتی هوش مصنوعی این مراحل را به جای دانش‌آموز انجام می‌دهد؛ درواقع تمرین ذهنی را حذف می‌کند و بدتر عضله‌ای را که مسئول فکر کردن عمیق است، از بین می‌برد.

یک کلنجار ساده

البته سال‌هاست پژوهشگران علوم شناختی فریاد می‌زنند نوشتن، صرفاً یک ابزار برای انتقال اطلاعات نیست ، بلکه نوشتن، خود یادگیری است.
وقتی دانش‌آموز می‌نویسد، مجبور است با موضوع درگیر شود، برای ایده‌هایش تصمیم بگیرد و برای دفاع از آن‌ها، دلیل‌تراشی کند.
حتی همین که مغز ما برای پیدا کردن یک جمله‌ مناسب، به تکاپو می‌افتد، یعنی در حال ساختن یک ساختار فکری است. اما هوش مصنوعی، این مسیر پرپیچ‌وخم را به یک خط صاف تبدیل کرده است. علاوه‌بر این، مطالعاتی که استفاده از چت‌بات‌ها را با نوشتن مستقل مقایسه کرده‌اند، نشان می‌دهند افرادی که از هوش مصنوعی کمک گرفته‌اند، فعالیت ذهنی بسیار کمتری داشته‌اند. آن‌ها حتی در به یاد آوردن مطالبی که با کمک ماشین نوشته بودند، عملکرد ضعیف‌تری از خود نشان دادند.
در علوم شناختی، مفهومی وجود دارد به نام کلنجار سازنده (Desirable Difficulty). این همان تقلا، همان سردرگمی موقتی و همان فسفرسوزی است که در دوران مدرسه تجربه می‌کردیم.
این مرحله اصلاً لذت‌بخش نیست؛ آدم را کلافه، خسته و گاهی ناامید می‌کند. اما دانش‌آموز فقط در همان لحظه‌ کلنجار رفتن است که چیزی را یاد می‌گیرد. در همان لحظه‌ای که اشتباه می‌کند، مسیرش را عوض و دوباره تلاش می‌کند، مغزش در حال بازسازی خود است. اما هوش مصنوعی با ارائه پاسخ‌های فوری، این کلنجار سازنده را از فرایند یادگیری حذف می‌کند.

فناوری در خدمت مغز

حالا خبرها از گوشه و کنار آکادمی‌های بزرگ می‌رسد که نگران این وضعیت‌اند. به نقل از زومیت، دانشکده حقوق دانشگاه شیکاگو به عنوان یک سنگر کلاسیک، اعلام کرده دانشجویان سال‌اولی‌اش در کلاس‌ها حق استفاده از هیچ ابزار هوشمندی را ندارند؛ نه لپ‌تاپ، نه تبلت و نه هوش مصنوعی.
این تصمیم را به نوعی یک وقفه برای بازیابی تمرکز در نظر گرفته‌اند. آدام چیلتون، رئیس این دانشکده می‌گوید نه اینکه هوش مصنوعی در آینده‌ شغلی دانشجو جایی نداشته باشد، اما دانشجو باید یاد بگیرد چطور مستقل فکر کند و ساختار استدلالی‌اش را با تکیه بر سلول‌های خاکستری خودش بنا کند، نه با کپی-پیست خروجی الگوریتم‌ها.
اما آیا این حرف به معنای حذف مطلق است؟ قطعاً نه. چون از طرفی پژوهشگران معتقدند این فناوری در کنار تمام معایبی که دارد برای بسیاری، ازجمله دانش‌آموزان دارای مشکلات یادگیری، یک فرشته نجات است. هوش مصنوعی می‌تواند موانع دست‌وپاگیر را از سر راه بردارد؛ از اصلاح گرامر و تبدیل گفتار به متن گرفته تا جرقه زدن برای ایده‌های اولیه. اما نقطه‌ مرگ خلاقیت وقتی رخ می‌دهد که «کمک» به «جایگزینی» تبدیل ‌شود. براساس آزمایش‌های علمی اگر چت‌بات نقش مربی را بازی کند و با پرسیدن سؤال، دانشجو را به سمت کشف حقیقت هل بدهد، فناوری در خدمت مغز است. اما اگر همان چت‌بات، نقش ماشین حل مسئله را ایفا کند و پاسخ نهایی را مثل یک لقمه آماده تحویل دانشجو بدهد، ما داریم فرایند فکر کردن را به مسلخ می‌بریم.
البته این نکته را هم یادمان نرود که هدف غایی ما نه تولید متون بی‌نقص که ابتدا تربیت افرادی است که بتواند ایده‌ای را متولد کنند، در مسیر پرخطر استدلال‌ورزی با آن کلنجار بروند، چندین بار اشتباه کنند، مسیرشان را اصلاح کنند و درنهایت، بدانند چرا به این پاسخ خاص رسیده‌اند.
ما در حال ساختن جهانی هستیم که در آن، همه چیز سریع‌تر، تمیزتر و منسجم‌تر است؛ اما در این میان، باید مراقب باشیم که در حال ساختن نسلی نباشیم که در حل مسئله استاد است، اما در «فکر کردن به مسئله» بی‌سواد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

مشهد

کربلا

کاظمین

مکه

مدینه

قم

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha